سعدی پا بر روی زمین دارد؛ در عین اینکه اخلاقگراست، ولی خیلی واقعنگر است. شما هیچ سخنی در سعدی نمیبینید که رویاپردازانه و خیالپردازانه باشد، یعنی توصیهای به انسان بکند که عملکردن به آن در توان یک انسان عادی نیست. دوم اینکه در سعدی یک تنوع گرایش وجود دارد، یعنی گاهی گرایش به عرفان و عشق عرفانی هست و البته در او عشق زمینی هم به کرات و به وفور میبینید؛ یک نوع علاقه به زهد و زندگی زاهدانه در سعدی میبینید اما یک نوع علاقه به تمتع و بهرهبرداری از هر چیزی که زندگی در اختیار تو قرار میدهد هم میبینید، یک نوع گرایش به دین در سعدی میبینید اما یک نوع آزاداندیشی هم در سعدی میبینید، در سعدی یک طنز و طیبتی میبینید که با جدیت او با هم جمع شده، میتوانم عرض کنم یک آیرونی سقراطی، یعنی نقشی را که هستی به عهده تو گذاشته به جدیترین صورت ایفا کن اما بدان که کل نمایشنامه هستی هم معلوم نیست اصلاً چرا نوشته شده و چرا اجرا میشود. این ویژگیها به ظاهر جمعناپذیر میآیند. به نظر میآید که ضد هم هستند ولی فقط به ظاهر این جور است و بزرگترین دلیل برای اینکه به ظاهر این جور است این است که میبینیم در برخی محقق شده و جمع شده است. همچنین یک نوع حکمت و فرزانگی، یک نوع نگاه دوستانه و نقادانه به انسانها داشتن، که من آن را لطف خفی تعبیر میکنم. سعدی در عین اینکه دوستدار انسانهاست ولی عتاب و خطاب هم نسبت به انسانها دارد. روشنفکر کسی نیست که سخنگوی مردم و نماینده مردم باشد، و بگوید من حرف مردم را میزنم. روشنفکر باید داور مردم باشد، و به مردم بگوید اینجای کارتان عیب دارد، اینجای کارتان نقص دارد، شما دارای این هنرها هستید اما دارای این عیبها هم هستید. این ویژگی در سعدی وجود دارد. نکته چهارم اینکه اگر دقت کنید، سعدی آساننویسترین نویسنده ماست. آن که کمتر نیاز به شرح دارد سعدی است. ما برای فهم آثار سعدی کمتر باید به فرهنگ لغت و شارحان و مفسران مراجعه کنیم. سعدی در میان مفاخر و قلههای ادب فارسی، برای ما از همه آسانیابتر است.
برچسب:
نویسنده: یگانه اسدی