نقش جبین ما را، شک و یقین کشیدی
زندانِ زندگی را اندوهگین کشیدی
عَجزیم و آرزوها، از بس که گِردِ خود با
خِشتِ صفات و اَسماء، دیوارِ چین کشیدی
عمریست ایستادی در مرزِ کفر و ایمان
یا رازِ آن شنیدی یا نازِ این کشیدی
تا گریههای ما را، هر عابری ببیند
پیراهنِ جنون را، بیآستین کشیدی
در سنگلاخِ تبعید، ارواحِ یاغیان را
بستی به اسبِ تردید، رویِ زمین کشیدی!
عشقی بدون ابراز، مرغی بدون آواز
دیدی چه نقش «شاه»ی، بیحرفِ «شین» کشیدی؟
عبدالحمید ضیائی
برچسب:
نویسنده: یگانه اسدی