«قابیل: به من بیاموز شاد یا غمگین چگونه در انتظار جاودانگی باشم؟
شیطان: تو خود پیش از دیدار من، دانسته بودی.
قابیل: چگونه؟
شیطان: با رنج کشیدن »
- هر آنچه زندگی بخش است ضدعقلانی است-نه فقط غیرعقلانی- و هر آنچه عقلانی است ضد حیاتی است. و جان کلام در سوگناکی زندگی همین جاست... آدمیزاد در تنگنای خردگرایی نمی گنجد... عقل در ژرفای بی پایان شک، با نومیدی دل دیدار می کند و از این دیدار و در این ویل جاودان ژرف، جای پایی پدید می آید که می توان آشیانه ای برای تسلی ساخت. و چه آشیانه خطرناکی!
- آرزو و اشتیاق نداشتن به وجود خدا، از همه ددمنشی های اخلاقی بزرگتر است. ایمان به خدا همانا آرزوی وجود داشتن اوست و همچنین عمل کردن به مقتضای وجود محتمل او، و زیستن با این آرزو و اشتیاق. این اشتیاق زاینده امید است و از ایمان و امید کردار نیک می زاید.
- هنگامی که می خواستیم از دروازه جهان پا به درون بگذاریم به ما گفته شد که بین عشق و شادی یکی را برگزینیم، و ما که خام طمع بودیم هر دو را آرزو کردیم ... غمناک ترین چیز در جهان و در زندگی، خوانندگان و برادران من، عشق است.
- چنان عمل کن که به قضاوت خود و دیگران، شایستگی ابدیت را داشته باشی، چنان رفتار کن که از تو بهتری به جای تو نباشد، چنان زندگی کن که سزاوار مرگ نباشی. عمل کردن به نحوی که نابودی مان راناعادلانه کند، به نحوی که برادرانمان، فرزندانمان حس کنند که ما نبایست می مردیم، در حیطه توانایی همگان است. « انسان فناپذیر است...شاید چنین باشد، ولی بگذارید مقاومت کنان فنا شویم، و اگر نابودی در انتظار ماست، آن را سرنوشتی عادلانه نگیریم.»
«درد جاودانگی-اونامونو»
برچسب:
نویسنده: یگانه اسدی