آری، تو نیز میآیی سرانجام
شادیِ کوچکِ عادیِ روزانه
برشی از نان چاودار خواهی بود
یا لیوانی پر از شیرِ خنک
و چون ابرهای تار در آسمان پرواز کنند
و خورشید خندان سرک بکشد
حس میکنم تو را، روی زبانم، حتا بر سقف دهانم
پس برای من چون دختری میشوی با پستانهای زیبا
آهای! شادی کوچک سرخ عیدانه
هر تکّه از تنت را میبوسم
و نوازشکنان به رختخواب میبرمت
و میخوابم آنسان که خاک خوابیده
درست نزدیک بهار
حسین مکیزاده, میلان جورجویچ
برچسب: شادی کوچکی میخواهم,شادی کوچک,شادی کوچکی میخواهم آنقدر کوچک,شادی های کوچک یک خانه,ستاره کوچک شادی بیضایی,شادی های کوچک,شادی های کوچک زندگی,شادی های کوچک من,کتاب کوچک شادی,
نویسنده: یگانه اسدی